الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

42

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) ظاهرا مبارزهء مرحب و به قتل رسيدن وى و فتح قلعهء ناعم كه يكى از قلعه‌هاى نطاة بود در آخر كار صورت گرفته است و اخبارى وجود دارد كه حوادث قبل از آن را بيان مىكند . از جمله اين اخبار آن است كه ياسر « 1 » كه از قهرمانان يهود بود به ميدان مبارزه آمد . او سلاح مخصوصى داشت كه با آن مسلمانان را درو مىكرد . على صلّى اللّه عليه و آله از طرف مسلمانان براى مبارزه با وى حركت كرده بود كه زبير بن عوّام فرياد زد اى على ، مرا با اين مرد تنها بگذار . على عليه السّلام خود را كنار كشيد . ياسر با سلاح مخصوص خود پيش مىآمد و مردم را فرارى مىداد تا اينكه زبير براى مبارزه با وى پيش رفت . صفيه دختر عبد المطلب و عمهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرياد زد : اى رسول خدا ، واى بر من ! پسرم كشته مىشود ! آن حضرت فرمود : بلكه پسرت او را مىكشد . آنها با هم درگير شدند و پس از مدتى زبير او را به قتل رساند . پس از آن كه ياسر و مرحب كشته شدند ، پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود : بشارت مىدهم كه فتح خيبر آسان و نزديك شده است !

--> - برادرش ، محمد بن مسلمه گفت : بردارم ، دختران برادرت را به حال خودشان وانگذار كه مجبور شوند از فقر و ندارى به گدايى بپردازند ! محمد بن مسلمه به وى گفت : برادرم ، اگر تو مالى را به ارث نگذاشته‌اى ، من صاحب اموال هستم . . . تا اينكه روز سوم اقامت در خيبر فرا رسيد كه در آن روز مرحب به قتل رسيد . رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود : چه كسى به محمود بن مسلمة بشارت مىدهد كه برادرش محمد بن مسلمة قاتل او را به هلاكت رسانده و خداوند حكم فرائض دختران را نازل كرده است . [ مطلب به همين صورت در مغازى آمده است . ] جعال بن سراقه داوطلب شده به نزد محمود رفت و او را مطلع كرد . او بسيار خوش‌حال شد و گفت : سلام مرا به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله برسان . او سپس فوت كرد و در غارى به خاك سپرده شد . آنگاه محمد بن مسلمه عرض كرد : اى رسول خدا ، مقدارى از زمين‌هاى اطراف قبر برادرم را به من واگذار كن ! آن حضرت هم مقدارى از زمين‌ها را به او بخشيد . قابل توجه است كه آيات فرائض ، آيات اوائل و اواخر سورهء نساء مىباشد و اين بدان معنا است كه سورهء نساء در آخرين روزهاى جنگ خيبر نازل شده است و حال آنكه سورهء نساء نود و دومين سورهء نازل شده و ششمين سورهء نازل شده در مدينه مىباشد ، التمهيد ، ج 1 ، ص 106 . بعد از محمود بن مسلمة ، عامر بن سنان بن اكوع نيز در همان جا به خاك سپرده شد . او مشغول جنگ با يك يهودى بود كه شمشيرش كمانه كرد و به خودش اصابت كرد و او را به شدت مجروح كرد و در اثر همان جراحت درگذشت . مسلمانان گفتند : سلاح خودش او را كشته است . به دنبال آن برادرزاده‌اش سلمة بن عمر بن اكوع پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله را از جريان باخبر كرد و از او در اين مورد سؤال كرد . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : او شهيد محسوب مىشود و بر او نماز خواند و مسلمانان نيز همراه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله بر او نماز خواندند ، ( سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 343 ) . با اين وجود بايد گفت : خود واقدى از سلمة بن اكوع روايت كرده است كه عامر بن اكوع در محاصرهء قلعهء صعب بن معاذ كشته شد در حالى كه ده روز از آمدن آنها به خيبر مىگذشت . ( ج 2 ، ص 659 و 661 و 662 ) . همچنين بردهء سياه يهودى كه به تازگى مسلمان شده بود ، همراه على عليه السّلام به جنگ يهوديان رفت و آن قدر جنگيد تا كشته شد و در كنار محمود بن سلمه و عامر بن سنان به خاك سپرده شد و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دربارهء او فرمود : هرآينه خداوند اين بردهء سياه را مورد عنايت ويژهء خود قرار دارد و من ديدم كه دو حور العين به بالاى سر او آمده بودند . ( ج 2 ، ص 649 - 650 ) . ( 1 ) . ياسر برادر مرحب ، ( مغازى ، ج 2 ، ص 679 ) .